خیانت در عشق های خاکستری، زن و شوهرهای دوست داشتنی

اذهب الى الأسفل

خیانت در عشق های خاکستری، زن و شوهرهای دوست داشتنی

پست  ANGEL في الأحد ديسمبر 05, 2010 8:05 am

چند وقتی بود دیر به خانه می آمد. و اگر به بهانه شام انتظارم را اعلام می کردم از من می خواست که منتظرش نباشم. دیگر پیشنهادهای من رو برای رفتن به تفریح رد می کرد و حس می کردم ارتباطی را دنبال می کند که باید از آن بی اطلاع باشم. ابراز محبتش به نصف رسیده بود و تماس های روزانه اش تقریباً قطع شده بود. او که اهل ارتباط هایی مثل پیامک نبود. مدام پیامک دریافت می کرد و خود را ملزم به پاسخ اونها می دونست. خدای من چه اتفاقی داره می افته. یعنی باید از این به بعد تنهایی رو تجربه کنم؟

بحث داغ خیانت به همسر است و بسیاری از افراد یا دچار این موضوع هستند و یا ترس آن را در دل دارند. هدف از تشکیل خانواده ایجاد آرامش و بالا بردن درصد سلامت روان در افراد است. پژوهش ها حکایت از افزایش میزان سلامت روان در افراد متأهل دارند. اما چه می شود که گاه همین عامل آرامش بخش می شود بلای جان و آرزوی خاتمه آن برای یکی از زن یاشوهر به رویا تبدیل می شود؟ چه می شود که گاه زن و شوهرها در یادآوری خاطرات روزهای اول آشنایی و ازدواج لبخند تمسخر می زنند و خود را نادان خطاب می کنند و چه می شود که توصیه بسیاری از افراد متأهل به مجردها تن ندادن به ازدواج است.


در آیات قرآنی آمده است که زن و شوهر باید لباس یکدیگر باشند. کارکرد اصلی لباس حفاظت و ایجاد پوشش است و انسان ها علاوه بر داشتن پوشش مناسب برای جسم خود به پوششی برای امنیت روانی نیز نیاز دارند .

ارتباط زناشویی و پیوندی که میان دو انسان با نام ازدواج صورت می گیرد یک ارتباط ساده صمیمانه نیست. شالوده این ارتباط بر مبنای علاقه پایه ریزی می شود اما برای استحکام و ادامه نیاز به شارژ و به اصطلاح آبدیت شدن دارد. خیال و پندار اینکه ما همیشه یکدیگر را دوست خواهیم داشت خیالی نه چندان واقعی است. لذا اگر مصالح این ساختمان عشق را تهیه نکنیم و آن را ضد ضربه نسازیم هر لحظه ممکن است فرو بریزد.



تعریفی که بسیاری از دختران و پسران از ازدواج دارند شکل گیری یک عشق آتشین است که آتشش تا همیشه پرشعله است و غافل از اینکه شعله ور شدن هر لحظه این عشق پس از ازدواج نیاز به هیزم های خشکی دارد که مهارت های ارتباطی میان زن و شوهر است و یادگیری آن باید از پیش از ازدواج آغاز شود. برخلاف تصور عامه این عشق آتشین نیست که پیش نیاز یک ازدواج موفق است بلکه مقدمات موفقیت در آموزش مهارت ها و دانسته های دختر و پسر مهیا می شود.

زندگی مشترک مانند هر رابطه دیگر و بلکه حساس تر از آنها به این فنون نیاز دارد و با عدم توجه به این روش ها و فن ها نمی توان عاقبت نیکی را برایش تصور نمود.


خیانت

در این مطلب قصد داریم علل و عواملی را بررسی کنیم که دوری احساسی و عاطفی را در میان زوجین ایجاد نموده و دل در گرو شخصی دیگر دادن را فراهم می کند.


مطمئناً در بسیاری اوقات هوسرانی و تنوع طلبی جنسی که ریشه در شخصیت های نامستحکم و متزلزل دارد عامل اصلی خیانت و بی وفایی است اما نمی توان این عامل را به همه شرایط مشابه تسری داد. چرا که عدم ارضای نیازهای روحی و جسمی علت اساسی این امر می تواند باشد .



در سلسله مراتب نیازهای انسانی نیازهای زیستی را اولین ها تعریف کرده اند. درست است که تنها هدف از ازدواج ارضای نیازهای جنسی نیست اما این بعد رفتاری نیز در آن باید مورد اهمیت واقع شود. لذا عدم آگاهی به مهارت های یک ارتباط جنسی موفق و آرامش بخش، عدم مهارت یابی در مورد نیازهای همسر ، اهمیت بیش از حد به روابط جنسی به طوریکه فرد مقابل چنین تلقی کند که تنها ابزاری برای رفع نیازهای غریزی همسرش است و در مقابل عدم توجه به این نیاز در همسر و طرد او و بی عفتی دانستن چنین ارتباط هایی به دلیل تربیت های جنسی نامناسب و ... می توانند از جمله علل بی وفایی همسر باشد و البته محیط ناسالم اجتماعی نیز سهم کمی را در این رابطه ایفا نمی کند !!!!



شالوده ازدواج بر مبنای علاقه پایه ریزی می شود اما برای استحکام و ادامه نیاز به شارژ و به اصطلاح آبدیت شدن دارد

در سطح بعدی نیاز به امنیت قرار دارد. زن و شوهر به محیطی آرام و سلامت نیاز دارند تا در نبود آنها کسی حافظ این محیط بوده و احتیاجات روانی و روحی خود را بتوانند در آن برطرف کنند .خانه ای که به هر دلیل برای همسران امن نباشد و آنها را حتی به لحاظ روحی در ترس از دست رفتن امنیت و عزت نفس نگه دارد نمی تواند جایگاه همیشگی آنها باشد. حفظ اسرار، ابراز محبت، توجه به خواسته های معقول لازمه یک رابطه سالم و پایدار است .



در آیات قرآنی آمده است که زن و شوهر باید لباس یکدیگر باشند. کارکرد اصلی لباس حفاظت و ایجاد پوشش است و انسان ها علاوه بر داشتن پوشش مناسب برای جسم خود به پوششی برای امنیت روانی نیز نیاز دارند . بدگویی در غیاب همسر ، نداشتن تلاش در جهت حمایت از خواسته ها و نظرات همسر ، برجسته نمودن عیوب شخصیتی که در هر فردی بدون استثنا وجود دارد و سرکوب نمودن همسر به دلیل دارا بودن نقاط ضعف او می تواند امنیت روانی را از بین ببرد. و از آنجا که نیاز امنیت از اولویت بالایی برخوردار است با احتمال بالاتری می تواند در سرد شدن روابط و از بین رفتن علاقه تاثیر داشته باشد.
زن و شوهرهای دوست داشتنی

همسران

در سطحی بالاتر نیاز های اجتماعی مد نظر است. .همه افراد نیاز به حضور در جمع و همراه بودن با دیگران دارند . انسان ها تمایل دارند زمان خود را با شخص دیگری سپری کنند . اگر چه هر انسان گاه نیاز به تنهایی احساس می کند اما در غالب اوقات حضور در کنار دیگران می تواند دوست داشتنی تر باشد . ریشه این اجتماعی شدن این است که افراد می خواهند از طرف دیگران محبت دریافت کنند و این احساس را داشته باشند که به جمع یا گروهی تعلق دارند . این علقه و وابستگی در حد اعتدال، نسبت به همسر و خانواده ضرورت بیشتری دارد. طرفین باید احتیاج به حس وابستگی به خانواده را در همسر خود حمایت کنند و این باور را به وجود آورند که متعلق به یک خانواده بوده و این حس با پذیرش وحمایت طرف مقابل امکان پذیر بوده و هویت او را تکمیل می کند.
وقتی در محیط خانه افراد احساس کامیابی و رضایت داشته باشند مسئولیت پذیری بالاتری را نیز تجربه می کنند .

در سطحی دیگر نیاز به احترام در هر فرد ضروری است .احترام فقط مختص به روزهای ابتدایی ازدواج نیست. حتی در اوج اختلاف و مشاجره نیز اگر احترام در میان افراد حاکم باشد خیلی سریع تر می توانند به نتیجه برسند و موانع را بر طرف کنند . احترام می تواند زن و شوهر را در نظر یکدیگر و دیگران دوست داشتنی تر و محبوب تر نمایان کند . احترام ظرفیت پذیرش و گذشت را در افراد افزایش می دهد . احترام هاله ای از آرامش را در محیط خانواده ایجاد می کند و طرفین را مطمئن می کند که عزت نفسشان همچنان باقی می ماند . و به عنوان یک انسان دارای حقوق خاص خود هستند . وقتی در محیط خانه افراد احساس کامیابی و رضایت داشته باشند مسئولیت پذیری بالاتری را نیز تجربه می کنند .



در سطوح آخر نیاز های انسانی ، رسیدن به خود شکوفایی مد نظر است . زن و شوهر هر یک نیاز دارند تا در کنار مسئولیت های خانوادگی به تعالی و ارتقاء و کمال همسر خود کمک کنند . ازدواج هایی که در آن با بهانه های مختلف سعی می شود تا دیگری را ثابت نگه دارند و هر گونه پیشرفت و رشد را در او سد می کنند رشد را برای هر دو از بین می برند . زن و شوهرهایی که می دانند لازمه رشد آنها و فرزندانشان در گرو رشد و کمال همسرشان است هیچ گاه زمینه های پیشرفت را منحل نکرده و بالعکس دیگری را برای هر گونه یادگیری و ترقی تشویق می کنند .
احترام در روابط می تواند زن و شوهر را در نظر یکدیگر و دیگران دوست داشتنی تر و محبوب تر نمایان کند .

همسران باید به یکدیگر کمک کنند تا خود را بشناسند و هدف خود را در زندگی به صورت دقیق تر دنبال کنند . در واقع در این زمان است که فرد می رسد به آنچه باید برسد و در همین حس مثبت است که شخص می تواند با خلاقیت بالا کیفیت زندگی مشترک را بهبود بخشد و احساس رضایت خاطر را از زندگی و عملکردش داشته باشد . انسان خود شکوفا در نهایت خاطری آرام می تواند عشق را نیز تجربه کند . با همدلی خواسته های طرف مقابل را در ک کند . در سایه خودآگاهی و دیگر آگاهی و روابطی همراه با همدلی و هم احساسی هیچ گاه تفکر رابطه تجدید نظر برای ای جدید نیز به ذهن افراد خطور نمی کند . ارکان این رابطه که زن و شوهر هستند علاقمندند تا تمام زندگی خود را در جهت همین علاقمندی تنظیم و سپری کنند .
خیانت
علاوه بر این مطالب همسران باید بدانند که ابراز علاقه در قالب کلام می تواند نیروی شفابخشی را برای ادامه رابطه به وجود آورد. این موضوع نکته ای است که کلیه روان شناسان به آن اقرار می کنند و در حالی که بسیاری از همسران از آن ابا دارند و بر اهمیت آن واقف نیستند.



مسئله خطر آفرین دیگر صرف زمان زیاد به کارهای متفرقه و یا مسئولیت های شخصی در حضور همسر است. آقایی که تمام زندگی خود را در کار خود خلاصه می کند و یا خانمی که تفریح و سرگرمی خود را در معاشرت با دوستان، ارتباطات تلفنی طولانی مدت، خرید و انتظارات بالا می داند سردی و انجماد عاطفی را دامن می زند.



خیانت به همسر ممکن است در هر دو جنسیت صورت بگیرد. اما زن و مرد خوب است بدانند که تنها راه مفیدی که می تواند دوباره همسرشان را به زندگی بازگرداند محبت و توجه بیش از پیش است. اگرچه قلب شما در اثر این بی وفایی شکسته و دیگر انرژی لازم را برای ارتباط با همسرتان ندارید اما باید با تلاشی افزون تر و با هدف گرم شدن دوباره خانواده عشق خود را مضاعف کنند. در میان گذاشتن این موضوع با افراد خانواده می تواند کینه ها را برای مدت زمان بیشتری نگه دارد و شرایط را بدتر کند. لذا در رابطه زناشویی خود تجدید نظر کنید. و فراموش نکنید که پیشگیری بهتر از درمان است.

ANGEL
کاربر ساده
کاربر ساده

Posts : 178
Join date : 2010-09-10

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد